حاجيه خانم علويه كرمانى
12
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
اين فوت شده بود . خبر كه به طهران به ايشان رسيد ، منصب لشكرنويسى را براى پسرشان برداشتند ، و خودشان نصير لشكر شدند . ماها روز دوشنبه وارد شديم ، ايشان روز سهشنبه . من فرستادم احوالپرسى . از من وعده گرفتند . امروز رفتم . زن ايشان هم دختر اسحاق ميرزا ، نوهء محمد ولى ميرزا است . در كرمانشاه شاهزاده بسيار است . همه نوههاى محمد ولى ميرزا ، پسرهاى ايشان . خلاصه محبّت و مهربانى كردند . شب هم مىخواستند مرا نگاه دارند ، به واسطهء اينكه سحر بايست بار كنيم ، آمدم كاروانسرا » . در اينباره مهم بخش پايانى سفرنامه يعنى حضور نويسنده در دربار ناصرى است كه موقعيت او را آشكار مىكند . سفرنامه به قلم و خط نويسنده بر اساس مطالبى كه در دو صفحه نخست كتاب آمده و مقايسه خط به كار رفته در اين دو صفحه ، چنين معلوم مىشود كه نويسنده ابتدا از وليخان كه همراه وى بوده و احترامش را داشته خواسته است ، به دليل آنكه خودش املا و انشاى خوبى ندارد ، او گزارش اين سفر را بنويسد . اما خان فقط اندكى بيش از نيم صفحه گويا از زبان حاجيه خانم كرمانى نوشته و كنار گذاشته است . طبعا نويسنده كه اصرار بر نگارش گزارش سفرش داشته ، خودش عهدهدار نوشتن شده است : « آنچه به سركار نواب عالى آقاى ولى خان عرض مىكنم كه اين كتابچه را شما در هر منزل بنويسد كه بنده خط و ربطى ندارم ، انشاء و القابى نمىدانم ، تنبلى ياد ايشان را گرفته » . تفاوت اين دو خط نشان مىدهد كه ما نسخه اصلى را در اختيار داريم ، زيرا فقط نسخه اصل مىتواند چنين ويژگى را داشته باشد . البته از اواسط كتاب به بعد تغيير مختصرى در خط داده مىشود كه احتمال به خاطر نوع قلم است نه عوض شدن خط . فهرستنويس هم اين نكته را دريافته و نسخه را نسخه اصل معرفى كرده است . اين نسخه به شماره 393 در كتابخانه دانشكده ادبيات ثبت شده و در حال حاضر در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران است . حال و هواى نگارش اين اثر گفتيم ، نويسنده ما يك زن از يك خاندان اشرافى اما نه چندان بالا و از سادات